درس دینی و عربی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

خلاصه کتاب به سوی فهم قرآن آقای صباغی جهت آزمون ضمن خدمت فرهنگیان

مسئله کم توجهي جامعه به موضوع فهم قرآن مي تواند دلايل متعدد و گوناگوني داشته باشد-اول اينکه هنوزمسئله فهم قرآن در جامعه ما به عنوان يک ضرورت جا نيفتاده و فوايد و نتايج و آثار آن براي خيلي-ها ملموس نيست وو هر دانشي را که مردم نسبت به آن احساس نياز نکنند براي فراگرفتنش تلاش ورغبت نخواهند داشت؛ ثانيا شيوه هاي فهم قرآن به شکل سنتي در شرايط امروز بوراي عامه مردمقابل استفاده نيست و با تحولاتي که در زمينه تبادل دانستنيها و انتقال مفاهيم پديد آمده استروشهاي مرسوم جواب نمي دهد

بايد با روزآمد کردن شيوه هاي تعليم معارف قرآني ، راه فهم عموم را به سوي کتاب الهي گشود. بنابراين، هم به جريان سازي فرهنگ فهم عمومي نياز داريم و هم براي آسان سازي روش هاي فهم براي سطوح مختلف جامعه بايد نوآوري و تلاش کنيم .

شيوه هاي نو براي آشنايي با فهم قرآن 1-برگزاري دوره ها ي کوتاه مدت فهم قرآن متناسب با گروه هاي هدف و سطوح مختلف جامعه

اولين شاخصه مربي قرآني چه در رشته قرائت و حفظ و چه در زمينه تبليغ و ترويج و چه در رشته تفسير و فهم قرآن تخلق  به اخلاق قرآني و آراستگي به صفاتي چون تواضع ، ادب، ازخودگذشتگي، مهرباني، دستگيري از ضعفا، نيکي به پدر مادر، حفظ حرمت شعائر ديني و رعايت حقوق ديگران است و به تعبير حضرت امام )ره( بايد قرآن در  وجودش تجلّي کند.

معجزات پيامبران الهي به ويژه پيامبران اولوالعزم، بر امور حسّي استوار است و هر پيامبري معجزه اش براي مردم عصر خود کافي بوده است.

اما معجزه پيامبر اکرم)ص( از جنس کتاب و از جنس انديشه است .

 خداوند در جواب كساني كه مي گفتند اگر تو پيامبري بايد معجزاتت هم مثل ساير پيامبران قابل ديدن باشد فرمود  كِتَابٌأَنزَلْنَاهُإِلَیْكَمُبَارَكٌلِّیَددَّبَّروواآیَاتِدهِوَلِیَتَدكَّرَأوْلواالْأَلْبَاب

اعجاز پيامبر از جنس انديشه، از جنس خواندن و از جنس فهميدن است. حواس پنجگانه نميتواند اعجاز قرآن را تشخيص دهد با کمک ديدن و شنيدن ميتوانيم آيات الهي را درک کنيم و با کمک عقل به معجزه بودن آن پي ببريم

براي اهل خرد، اعجاز قرآن منحصر در معاني و بيان و فصاحت آيات نيست، بلکه معجزه قرآن کريم در انسجام و نظم و در کمال معاني آن است. عظمت قرآن با حواس ظاهري ميسّر نيست . عظمت قرآن از نظر معنا و مفهوم است. پس به هر ميزان علم و دانش افراد گسترده تر باشد، ميتوانند بيشتر به عظمت قرآن وقوف پيدا کنند

تدبّر و تفکر و تعقّل در آيات الهي براي همه آحاد بشر ميسّر است؛ ولي سهم خردمندان در فهم قرآن بالاتر و برتر است. در حوزه اعتقادي علماي علم کلام ميتوانند برترين استدلال هاي علمي را از زبان قرآن استخراج و سپس براي مخاطبان تبيين کنند و همين طور فقها و علماي حوزه دين

اميرالمؤمنين)ع( فرمودند: قرآن شفاي دردهاي جامعه است .

در سوره نساء آيه 91 راه اصلاح بين زوجين به بطور مطلوبي بيان شده است .

انديشمندان در صف مقدم فهم قرآن هستند . هم بايد خود آيات را بفهمند و هم قواعد کلي آن را استخراج و بين مردم منتشر کنند .

در حوزه اقتصاد، فراموش کرده ايم که خداوند درباره ربا فرمود اين كار حرام است .

زماني قرآن از مهجوريت خارج خواهد شد که قرآن کريم و سيره اهل بيت)ع( مبناي برنامه ريزي و مديريت کشور گردد .

قرآن کتاب هدايت است و هدفش رسيدن انسان به سعادت و مهمترين ابزار براي رسيدن به سعادت عقل و نيروي انديشه است .

گروهي از صاحب نظران فهم قرآن را دور از دسترس مي پندارند و هر گونه برداشت وتلقي از مفاهيم وحي را همچون خود وحي مستلزم شرايط و صفات خاص مي دانند اگروه اول که فهم قرآن را منحصر به تعداد اندکي از بشر )معصومان( مي دانند به آياتی  همچون لَا يَمَسُهُ إِلَا الْمُطَهَرُون 1 - وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَا الله 2 - و موارد مشابه و نيز برخی احادیث مانند  انما يعرف القرآن من خوطب به   استناد مي کنند . اما هيچکدام از اين استنادها مستدلّ نيست و هر يک پاسخ روشني دارند. اولاً منظور از عبارت لَا يَمَسُهُ إِلَا الْمُطَهَرُون قرآن موجود در دست ما نيست، بلکه مقصود حقيقت ملکو تي قرآن ، يعني قرآن مکنون است که جايگاه آن لوح محفوظ است و با اين جهان فاصله بسياري دارد. آري، حقيقت قرآن پيش از آنکه به اين دنيا و در قالب الفاظ عربي نازل شود امري ملکوتي است که جز دانايان اسرار ملکوت از آن خبري ندارند؛ پس جز معصومان و پاک شودگان را به آن راهي نيست.

   اما گروه بيشتري به امکان فهم قرآن معتقدند و اساسا هدف قرآن را فهم و عمل به آن مي شمرند.

و اما جمله وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَا الله در سوره  سوره آل عمران درباره چگونگي برخورد عملي با آيات محکم و متشابه است.

وظيفه ما را در قبال آيات محکمات ايمان و عمل مي داند؛ ولي در قبال آيات متشابه وظيفه ما را ايمان تنها و عمل نکردن به آن ها و ارجاع آن ها در مقام عمل به آيات محکمات دانسته است . و آن گاه که سخن به تأويل آيات متشابه مي رسد هشدار مي دهد تنها خداوند و راسخان در علم مي توانند ره به بارگاه تأويل بگشايند.

آيات محکمات، که شامل عمده و اکثر قرآن مي شود، قابل فهم و عمل براي عموم است. در تاویل آیات متشابه باید به راسخان در علم مراجعه کرد .

« ؛ اما آن هايي که به حديث » اِنّما يَعرِفُ القُرآنَ مَن خوطبَ بِه استناد می کنند مي گويند تنها مخاطبان اوليه قرآن )پيامبر و معصومان ) قادر به فهم و شناخت قرآن هستند. در پاسخ آن ها مي توان چنين گفت:

اول، احتمال دارد در اينجا منظور از مخاطب قرآن تنها ذوات معصومين نباشد، بلکه همه کساني باشند که قلب خود را آماده پذيرش قرآن کرده اند

دوم، فهم قرآن داراي مراتبي است. مرتبه اعلاي آن، که فهم حقيقت قرآن است  به « من خوطب به « و مخاطبان اصلي اختصاص دارد و مراتب پايينتر براي عموم است.

امام خميني)ره( در پاسخ به ادلّه مخالفان فهم عمومي قرآن مي فرمايد هر چند فهم قرآن برای انسان به طور کامل  میسر نیست اما انسانها می توانند به تبع ار مخاطبان اصلی وحی و با کمک آن ها به حقايق قرآن دست يابند. از ظاهر آيات و قرآن منزّل نيز

». هرکس به قدر فهم و اشتهاي خود بهره مي برد.

ايشان در جايي ديگر تمسّک به ظواهر را، موجب تعطيلي فهم مي داند و مي نويسند : مراتب بالاتر را از آن استفاده مي کنند . امام راحل در آثار خود بر تفکر و تدبر در آيات قرآن به ويژه در بخش معارف و اعتقادات و باب اثبات صانع و توحيد و اثبات معاد و غيرآن تأکيد مي کند.

سایرادله فهم قرآن

اول،فطرت آدمي علاقه مند و متمايل به درک و شناخت و فهم همه ناشناخته هاست و براي درک هر چه بيشتر پيام هايي که خداوند به آن ها داده سر از پا نشناسند و مشغول سعي در پرس وجو وکنکاش درباره آن باشند.

در آيات متعدد قرآن کريم از مردمي حکايت شده است کوه موضوعات زيادي را از پيامبر)ص( مي پرسيدند و به فيض درک پاسخش نائل مي شدند: يسئلونک عن الا هله - يسئلونک عن الروح- يسئلونک عن ذي القرنين و ....

دوم،بدون فهم، عمل به قرآن يا امکان پذير نيست يا به نحو معقول و پسنديده نخواهد  بود؛ به عبارت ديگر اگر قرآن براي پياده سازي و عمل نازل گرديده وَ هذا ذ کر اَنزلناه  مُبارَکٌ فَاتَبِعوه  پس مقدمات اين عمل و تبعيت بايد فراهم گردد و قطعا از جمله مقدمات آن فهم و درک کامل آيه و آيات است .

پس فهم قرآن مقدمه عمل است و عمل چون واجب و لازم است، فهم نيز واجب و لازم خواهد بود.

سوم،بدون فهم، انس با قرآن هم ميسر نمي شود. انس با قرآن يعني همراهي پيوسته و معنا دار انسان با الفاظ، ارزش ها و آموزه هاي وحي، که طبعا موجب عمل به آن ها در مراحل مختلف زندگي خواهد بود؛

چهارم،بخش قابل توجهي از آيات قران در مورد تفکر و تعقل در جنبه هاي مختلف حيات مادي و معنوي و تأمل در آيات کائنات و رمز و راز آفرينش مخلوقات نازل شده اند و همين مي تواند مشوق تفکر در آيات قرآن و فهم آن ها نيز باشد؛ ضمن اينکه آيات بسياري مستقيما به تعقل و انديشيدن در باره آيات قرآن سفارش دارند. اگر فهم قرآن هدف نباشد چگونه به مقدمه فهم- که انديشيدن است- توصيه و فرمان داده مي شود .إِنَا أَنزَلْنَاهُ. قُرْءَانًا عَرَبِيًا لَعَلَکُمْ تَعْقِلون

امام خميني: مي فرمايد اگرتدبر در آفرينش آسمان ها وزمين نموده و به صنف ها ي فرشتگان آسماني و زميني و صف ها و طوايف سپاهيان الله ايمان آوردي... حقيقت نفوذ ». ... مشيت الهي و حتميت آن و بسط احاطه ي آن براي تو مکشوف مي  شود

تعقل و انديشيدن با هر رويکردي ما را به فهم قرآن تشويق مي کند،

أَ فَلَا يَنظُرُونَ إِلىَ الْابِلِ کَيْفَ خُلِقَتْ و إِلىَ السَمَاءِ کَيْفَ رُفِعَت. )الغاشيه/ 17

) وَ مِنْ ءَايَاتِهِ خَلْقُ السَمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوَانِکم . )روم/ 99

أَ فَرَءَيْتُمُ الْمَاءَ الَذِى تَشْرَبُونَ) 81 ( ءَ أَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نحَْونُ الْمُنزِلُوون . )واقعه68

)) ) وَ فىِ الْأَرْضِ ءَايَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ) 92 ( وَ فىِ أَنفُسِکم أَفَلَا تُبْصِرُون. )ذاريات/ 9

) إِنَ فىِ خَلْقِ السَمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ الَيْلِ وَ النهََارِ لاََيَاتٍ لّأُِوْلىِ الْأَلْبَابِ.) 192

با توجه به فوايد و آثار بسيار فهم قرآن، لازم است هر انسان مؤمن و حقيقت جو و خداخواه، خود در مسير فهم گام بر دارد و به فهم ديگران اکتفا ننمايد. 

برخي ازفوايدونتايج فهم  (ص 26 )

فایده اول: گشودن افق هاي نو در انديشه و زندگي انسان

سخن از روابط عملي و معنوي ميان مخلوقات مثل » هُوَ الَذِى يُرْسِلُ الرِيَاحَ بُشْرَي بَين يَدَىْ رَحْمَتِهِ 1 « سنن حاکم بر خلقت مثل وَ لَا تَزِرُ وَازِرَة وِزرَ اُخری و ... » فَوقَ کُلُ ذي عِلمٍ عليمٌ  -  قُلْ کُلٌ يَعْمَلُ عَلى شَاکلَِتِه

قواعد ارزشمند و متعالي اخلاقي مانند » وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ کَانَ ذَا قُرْبى »و «وَلا  تَرْکَنُواْ إِلىَ الَذِينَ ظَلَمُواْ« و .. قواعد مهم زندگي اجتماعي مانند« وَ لْيَکْتُب بَيْنَکُم کَاتِب  بِالْعَدْ ل » ،» وَ فىِ أَمْوَالِهِمْ حَقٌ لِلسَائلِ وَ المَحْرُوم « ،» إِلَا أَن تَکُونَ تجَِارَةً عَن تَرَاضٍ مِنکُمْ «  وَ أَنفِقُواْ فىِ سَبِيل الله وَ لَا تُلْقُواْ بِأَيْدِيکُمْ إِلىَ التهَْلُکَةِ «

فایده دوم: فهم قرآن، مقدمه عمل صحيح و کامل به قرآن مي شود   ( ص 27

فایده سوم: ايمان بيشتر به حقايق معنوي و ملکوتي

ايمان نيز در پرتو فهم قرآن تکميل مي شود. دانستن مفاهيم قرآن، مانند شنا کردن در حوضچه اي است که به دريايي وسيع متصل است و ما را به دريافت معارف وحي نزديک مي گرداند.

فایده چهارم: افزايش دانش و رتبه معنوي انسان

قرآن توصيه ميکند تنها از علم تبعيت کنيد و از خرافه و شک و گمان پيروي نکيند

» لاتَقفُ ما لَيسَ لَکَ بِهِ علمٌ «  و شکي نيست کسي که فهم قرآن را ملاک عمل و سلوک و زندگي قرار مي دهد درحقيقت از بالاترين منبع علوم و سرچشمه دانش بهره برده است.

 

آیافهم قرآن به علمااختصاص دارد؟

برخي را عقيده بر اين  است که بررسي آيات و فهم جملات  گزاره هاي قرآني و اظهارنظر در باره آن ها تنها وظيفه مفسران و علماي اسلامي است  ديگران فقط مي توانند به آن ها مراجعه کنند و مصرف کننده تفسير و معاني دريافتي آنان

باشند. از نظر اين گروه، مفاهيم قرآن هم به صورت تقليدي بايد منتشر شود و نبايد اجازه تحقيق و بررسي مستقل فردي را در عرصه آيات قرآن به عموم مردم داد

. اين گروه براي اين محدوديت و انحصار فهم به عده اي خاص )علما و مفسران(، دلايلي اقامه مي کنند : ( ص 28

1- اينکه انسان در موضوعي که تخصص و علم ندارد نبايد وارد شود و اظهار نظر کند، 2- اينکه ممکن است به ورطه تفسير به رأي و بيان دلخواه آيات قرآن درافتد که خطري عظيم است. 3- نظام عالم بر مبناي مراجعه عامّي به عالم و مردم عادي به متخصصان هر موضوع است و در مورد فهم و محتواي قرآن نيز بايد همه به مفسران و قرآن دانان مراجعه کنند، همان طور که در احکام فقهي و عملي به مجتهدان و فقها مراجعه مي کنند، 4- برخي در تلاش براي فهم کنجکاوانه قرآن دچار انديشه هواي التقاطي شده و ايمان و اعتقاد خالص اوليه خود را نيز مخدوش ساخته اند؛ به عبارت ديگر معارف قرآن براي برخي دشوار و سنگين و غير قابل تحمل و هضم است و ممکن است به انحراف و التقاط کشيده شوند.

در پاسخ به همه ادله و بهانه جويي هاي فوق مي توان گفت : هيچ يک از اين مو ارد نمي تواند توجيه کننده غفلت ما از وظيفه فهم قرآن باشد.خطر تفسير به رأي نيز آن گاه پيش مي آيد که محور و مبناي فهم آيات، منافع شخصي و فرقه اي يا هو ي و هوس نفساني باشد.

التقاط و انحراف نيز وقتي حاصل مي شود که يک جانبه و بدون توجه به آيات مختلف هر موضوع به داوري بنشينيم؛ اما اگر با رعايت همه آيات و بدون افراط و تفريط به تفهمّ و ژرف کاوي آيات بپردازيم هرگز به برداشت التقاطي دچار نخواهيم شد.

شهید مطهري مي نويسد بينش ها هرچه پيش رفته تر و وسیع تر و عميق تر گشته، خود را با قرآن متجانس تر يافته است و حقاً کتاب آسمانى که در عين حال معجزه ماندگار آورنده خويش است بايد چنين باشد.

بزرگ ترين دشمن قرآن، جمود و توقف بر بينش مخصوص يک زمان و يک دوره معين است،

بزرگ ترين مانع شناخت طبيعت اين بود که علما فکر مى کردند شناخت طبيعت همان است که در گذشته به وسيله افراد از قبیل

ارسطو و افلاطون و غيرهم صورت گرفته است .

عوامل وعناصرمؤثردرپيدايش فهم هاىمتعدّدازآيات قرآن

 -1 تفاوت ظرفیتها 2-پیشرفت علوم ومعارف بشرى

عامل اوّل: تفاوت ظرفیتها

امام خميني)ره( براي قرآن و فهم آن مراتب وجودي قائل هستند و فهم قرآ ن را متفاوت مي داند؛درک مراتب فهم قرآن  مربوط به ادراک عقلي و برهان نيست ، بلکه مشاهده است آن هم مشاهده غيبيه مشاهده از طريق چشم و نفس و عقل و قلب نيست،بلکه تنها مشاهده با قلبي است که قلب عالم است و آن قلب پیامبر است و ايشان نيز آنچه را درک کرده بودند در لفافه انتقال مي دادند و برايشان انتقال همه  حقايق ميسر نبود.

هر کس به حدّ ظرفيت وجودي خود مي تواند ازقرآن  بهره مند شود .

ائمّه عليهم السلام نيز آيات کريمه قرآن رابراي همه افراد بشر يکسان معنا نميکردند. براي برخي به ظاهر قرآن اکتفا نموده و براي برخي از افراد از باطن قرآن مواردي را بيان مي نمودند و اين به تحمّل و ظرفيت افراد بستگي داشته است؛

 به طور مثال: ذريح محاربي که از اصحاب امام صادق )ع و از حاملان اسرار قرآن است ( و داراي کتاب روايي است و جايگاهي بس تمام دارد، از امام ششم)ع( درباره معناي آيه کريمه ثُمَ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ مطلبي را مي پرسد و آن حضرت در جواب مي فرمايند :

مقصود از تفثهم ملاقات امام)ع( است؛ يعني پس از حج به حضور امام معصوم)ع( شرفياب شدن و مقصود از وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ  يعني آن عهدها را که همان مناسک حج است انجام دادن.

      أخذ الشارب و قصّ الأظفار « : يعني موي شارب را کم کردن و ناخن را چيدن

گفتني است پي بردن به معاني باطني قرآن مخصوص پاکان و معصومين)ع( است؛ ليکن پيروان راستين

علمي و عملي آن جان هاي نوراني، به مقدار پيروي از آنان سهمي از ادراک باطن را خواهند داشت؛

شهيد مطهرى مي فرمايد به اين نکته توجه دارم که تدبّر در قرآن مجيد حق هر فرد مسلمانى است و در انحصار فرد يا گروهى نيست  و برداشت ها هر اندازه بى غرضانه باشد يک جور از آب در نمى آيد هرکس ممکن است ديدگاه ويژه اى داشته باشد .قرآن به این خاطر  تسبيح موجودات را مى گويد که ما تلاش کنيم به اين حقيقت برسيم و اين حقيقت را به اندازه ظرفيت خودمان کشف کنيم .

عامل ديگري که مي تواند باع به وجود آمدن فهم هاى متعدّد از قرآن شود ، پيشرفت علوم و معارف بشرى است .

آیة الله جوادي آملي در اين خصوص مي فرمايد  انبياي الهي آمده اند گنجينه هاي فکر و عقل بشر رابشورانند تا انسان ها با فطرتي شکوفا، اصول و معارف ثابت دين را دريابند و خاتم پيامبران، حضرت محمّد مصطفي)ص( با معجزه ي ختميّه ي خود، قرآن، برترين، ژرف  ترين و دقيق ترين معارف الهي را از نزد» مَلِيکٍ مُقْتَدِرٍ  و از مقام « لَدُنْ » برای بشر به ارمغان آورد .

درباره نزول سوره مبارکه توحيد و آيات اوّليه سوره حديد هم مرحوم کليني و هم شيخ صدوق روايتي را از امام زين العابدين)ع( نقل مي کنند . ( ص 34 )

 

مهمترین موانع فهم پذیری قرآن ازمنظرامام خمینی)ره( ( ص 35 )

1- معصیت وناپاكی 2-  خودبینی وحجاب دل  -3  . جمودبراقوال مفسران4- حبّ دنیاوتمایلات نفسانی

معصیت وناپاكی

امام خمینی می فرماید :تا زمانيکه قذارات و کثافات عالم طبيعت درقلب هست استفاده از قرآن شريف ميسور نشود . امام در بيان ديگري مي فرمايد : هرکه بخواهد از معارف قرآن استفاده کند و از مواعظ الهيه بهره بردارد، بايد قلب را از اين أرجاس تطهير کند و لوث معاصي قلبيه را، که اشتغال به غير است، از دل براندازد؛ زيرا غيرمطهر محرم اين اسرار نيست. اِنّه لَقُرآن کَريمٌ في کِتابٍ مَکنونٍ لايَمَسُهالّا المَطهِرونَ

 امام خمینی در شرح دعاي سحر  می فرماید :

تو اگر داراي قلبي روشن به انوار خدايي روحي پرتو گرفته از شعاع هاي روحاني باشي و قلبت بدون بهره گيري از تعاليم خارجي روشن شده باشدروشن شده باشد و از نور باطني که پيشاپيش تو در حرکت است بهره مند باشي سرّ و حقيقت کتاب الهي، به شرط داشتن طهارت لازم در مس حقايق قرآن، براي تو کشف  گردد .

2- خودبینی وحجاب دل

حس منيت و خود را از همه برتر دانستن که از بزرگترين رذايل اخلاقي است،

که موجب مي گردد آدمي خود را از راهنماييهاي قرآن بي نياز بداند، بي نيازي از بهره گيري از اين خوان نعمت الهي از اين طريق به وجود مي آيد که شيطان کمالات موهوم را براي انسان جلوه دهد و او را به

آن ها راضي و قانع سازد و کمالات و مقامات واقعي را از چشم او ساقط کند . مثلا اهل تجويد را به دانش تجويد دلخوش کند و علوم ديگر را در ديد آنان ناچيز جلوه دهد،

جمود براقوال مفسران

امام خميني مي فرمايد

 از دیگر حجاب هاي مانع فهم قرآن، اعتقاد به اين است که شخص خيال کند به جز آن چه که مفسّرين نوشته يا فهميده اند کسي را حق استفاده از قرآن شريف نيست و تفکر و تدبر درآيات شريفه را به تفسير به رأي، که ممنوع است اشتباه نموده اند و به واسطه اين رأي فاسد و عقيده باطله، قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري نموده و آن را به کلي مهجور کرده اند. درصورتي که استفادات اخلاقي و ايماني و عرفاني به هيچ وجه مربوط به تفسير  نيست تا تفسير به رأي باشد  .

4- حبّ دنیاوتمایلات نفسانی

امام خميني رحمه الله عليه پس از شکوه از کساني که معارف بلند دين را بر اموري ظاهري و مادي حمل ميکنند، ميفرمايد : افسوس که ما بيچاره هاي گرفتار حجاب ظلماني طبيعت و بسته هاي زنجيرهاي آمال و اماني، جز مطعومات و مشروبات و منکوحات و امثال اينها، چيزي نمي فهميم .

در نگاه حضرت امام يکي ديگر از حجاب ها که ميان ما و معارف و مواعظ قرآن،همچون پرده ضخيمي قرار گرفته، حجاب حب دنياست . به واسطه اين محبت از ذکر خدا غافل مي شود و هرچه علاقه به دنيا و امور دنيايي بيشتر شود، پرده و حجاب قلب، ضخيم تر مي گردد.

ویژگیهای قرآن (  صفحه 41 )

اين ويژگي ها عبارت اند از -1  : الهي بودن قرآن ،2- جاودانگي قرآن، -3  جامعيت و پاسخگويي قرآن به همه نیاز ها و پرسش های بشر 4- جاذبه چشمگیر و تأثيرگذاري قرآن. ، -5  اعجاز و معجزه بودن قرآن

1- الهی بودن قرآن

شايد الهي بودن قرآن براي اهل ايمان امري بديهي به نظر برسد،

مشرکان و مخالفان قرآن براي مقابله با آن، همين ويژگي را هدف قرار دادند .

به گفته علامه طباطبايي قرآن مجيد در چندين جا تصريح مي کند که کلام خداست؛ يعني با همين الفاظ از مقام ربوبي صادر شده و پيامبر اکرم)ص( نيز آن را با همان الفاظ تلقي نموده است . در ادامه نيز، مرحله به مرحله، تحدّي و هماورد خواهي خود را تکرار مي کند و يک بار سخني همچون قرآن و بار ديگر ده سوره مانند قرآن و در نهايت يک سوره مانند قرآن را از مخالفان درخواست مي کند:

2- جاودانگی قرآن

از مهم ترين ويژگي هاي قرآن، جاودانگي و هميشگي بودن آن است.

تاکيد بر جاودانگي قرآن در آيات متعددي ديده مي شود از جمله لِاَنذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ  تا شما و هر آن کس که بدو رسد بيم دهم و با قرآن آگاهي بخشم .

وَ ما هُوَ اِلّا ذِکْر لِلْعَالَمِين و نيست آن قرآن مگر يادآوري براي همه جهانيان

تَبارَکَ الَذِى نَزَلَ الْفُرْقَانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَکُونَ لِلْعَلَمِينَ نَذِيرًا  مبارک و خجسته است خدايي که قرآن را بر بنده اش نازل کرد  تا براي همه جهانيان آگاهي بخش باشد ؛ همچنين تعابير :» نَذِيرًا لِلْبَشَر «.» إِنْ هُوَ إِلَا ذِکْر لِلْعَالَمِين

عناصرجاودانگی قرآن

وحي، نخستين رکن و عنصر جاودانگي قرآن است که داراي بعد ملکوتي و ماوراي بشري و متصل به علم و اراده الهي است. عصمت عملی و اخلاقي و عقيدتي پيامبر)ص(، دومين عنصر زمينه ساز جاودانگي قرآن است 

سومين پايه اين جاودانگي، رابطه  وثيق و مستحکم و هماهنگ عقل و شرع است.

عنصر ديگر، جامعيت قرآن و توجه به همه خواسته هاي بشر است

 وَ نَزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ تِبْيَنًا لِکول شَو ىْءٍ وَ هُودىى وَ رَحْمَوة وَ « :

. امام صادق)ع( فرمود :خداوند در قرآن هر چيز را بيان کرده است، به خدا سوگند چيزي که مورد نياز مردم بوده کم گذاشته نشده است .

3- جاذبه چشمگیر وتأثیرگذاری شگرف قرآن

کشش و گيرايي قرآن  و نحوه بيان و نفوذ برهان و آهنگ گوش نواز آن به گونه اي بوده که اقشار مختلف انسان ها را با سطوح مختلف دانش و جايگاه اجتماعي و درک معنوي تحت تأثير قرار داده و ديدگان همه را به تابش انوار درخشانش خيره ساخته است.

4-  جامعیت وپاسخگویی قرآن به همه نیازهاوپرسشهای بشر

آيه شريفه » و لا رَطبٍ ولا يابسٍ الا في کتابٍ مبين » و هيچ تر و خشکي نيست مگر آن که در کتاب روشنگر آمده است . اصل لزوم مراجعه به قرآن براي رفع نيازها و يافتن پاسخ پرسش ها و شبهه ها و حل دشواري ها، حداقل معنايي است که از اين آيه شريفه برداشت مي شود.

 دو دیدگاه در مورد درباره تفسير دقيق رطب ویا بس،  

اول: آنکه همه حقايق ريز و درشت علمي و تاريخي و جزئيات مسائل زندگي و انسان و جهان از لابه لاي آيات و سوره ها قابل درک و استخراج است و به اين ترتیب ، رطب و يابس را به معني جزئيات تمام امور مرتبط با زندگي انسان چه ازلحاظ مادي و چه ازلحاظ معنوي دانسته اند.

دوم: آنکه جامعيت و پاسخگويي قرآن شامل کليات مسائل زندگي مادي و معنوي انسان است و شامل جزئيات مسائل و احکام و نکات علمي و اطلاعات مربوط به کرات و آسمان ها و زير زمين و درياها و مسائل جزئي خلقت بشر و ساير موجودات نمي شود. براساس اين ديدگاه، قرآن حاوي کليات و رهنمود ها، هدايت ها وراهگشاي جام زندگي است که به حيات انسان جهت مي دهد، روح مي بخشد و پاکي ارزاني مي دارد.

اغلب مفسران و دانشمندان اسلامي ديدگاه دوم را پذيرفته اند . دعوت قرآن کلي است، چون يک کتاب تربيتي و انسان ساز است و براي تکميل فرد و جامعه فرود آمده، معلوم مي شود مراد از همه چيزها)کل شيئ- رطب و يابس ( مو اردي است که براي پيمودن اين راه و رسيدن به اين هدف لازم است. ( ص 45 )

از نظر علامه طباطبایی مراد از همه چیز اموري است که براي هدايت لازم است .

تعبير ديگر قرآن در باره جامعيت و کمال قرآن، مُهَيمِن است که در آيه 41 سووره مائده ذکر شده است

وَ أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِ مُصَدِقًا لِمَا بَينَ يَدَيْهِ مِن الْکِتَاب وَ مُهَيْمِنًا  علیه  

و ما قرآن را بر تو به حق نازل کرديم که تصديق کننده کتاب هاي قبل از خود و مسلط و مشرف بر آن هاست.

براساس اين آيه، قرآن نسبت به کتب آسماني پيشين دو موضوع دار د: مصد ق و تأييد کننده که البته اين تصديق متوجه اصل تحريف نشده آن کتب مي شود و مهيمن،يعني علاوه بر اصول مطالب کتاب هاي پيشين، داراي معارف و حقايق ديگري است و به بهترين راه و طريق اقوم هدايت مي کند .

  إِنَ هَذَا الْقُرْءَانَ يهَْدِى لِلَتىِ هِوى أَقْوَم وَ يُبَشر  الْمُؤْمِنِينَ

براي درک بهتر مفهوم مهيمن به عنوان صفت قرآن باز سراغ علامه طباطبايي مي رويم:

آن گونه که از موارد کاربرد اين لفظ بر مي آيد به معني هيمنه و تسلط چيزي بر چيز ديگر است، به گونه اي که در حفظ و مراقبت و انواع تصرف در آن تسلط داشته باشد؛ چون قرآن در اين آيه در مقام توصيف قرآن نسبت به ساير کتب آسماني است و در جاهاي ديگر، او را تبيان کل شيئ دانسته است . آري! قرآن از محتواي کتب آسماني، آنچه ريشه دار و اصيل است و قابل تغيير نيست برگرفته و آنچه از فروع و احکام قابل نسخ و

تغيير بوده به کناري نهاده و دستورهاي ديگري به تناسب حال انسان در پيمودن راه ». تکامل جايگزين کرده است

5- اعجازقرآن

منظور از اعجاز قرآن، ناتواني همگان از آوردن و آفريدن مثل قرآن است و درحقيقت ،بيان ديگري از الهي بودن آن. در الهي بودن، ارتباط و تکيه قرآن به خداوند مورد تأکيد است و در ويژگي اعجاز، ناتواني بشر از خلق کتابي مثل قرآن. اعجاز در لغت، عاجز کردن و ناتوان ساختن کسي است و در اصطلاح، امر خارق العاده اي است که از پيامبر به همراه ادعاي نبوّت ظاهر مي شود؛ اما امر غير متعارف و خارق عادتي که از سوي اوصيا، اوليا و نام دارد. » کرامت « ائمه صادر شود به عبارت ديگر، اعجاز، آوردن و تحقق بخشيدن موضوع يا قضيه اي است غير متعارف و غير معمول که مردم بدان عادت و آشنايي ندارند و به همراه تحّدي و همارودطلبي مي آيد

دانشمندان اسلامي همگي بر اين نکته که همه اين مراحل براي قرآن و پيامبر صورت گرفته، اتفاق نظر دارند.

 

مراحل پنج  گانه انس باقرآن

راه مهجوريت زدايي از قرآن کريم، انس با اين کتاب الهي است . ماهرگونه احساس بي نيازي به معارف قرآني و کوچک شمردن آن ناشي از نوعي غرور علمي است که به جز ايجاد حجاب در مقابل ديدگان انسان ثمري ندارد و اقرار علما بر ريزه خواري در مکتب و محضر قرآن کريم خود بهترين شواهد بر اين مدّعا است؛

 به طور مثال صدرالمتألهين )ره( در مقدّمه تفسير سوره واقعه مى گويد :

بسيار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسى هستم؛ ولى همين که  کمى بصيرتم باز شد، خودم خودم را از علوم واقعى خالى ديدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و آل محمّد)ع( بروم. يقين کردم که کارم بى اساس بوده است؛ زيرا در طول عمرم به جاى نور در سايه ايستاده بودم . از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشيد، تا رحمت الهى دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحى را کوبيدم، درها باز شد و پرده ها کنار ». سَلامٌ عَلَيْکُمْ بِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ « : رفت و ديدم فرشتگان به من مى گويند 1

رساله الانصاف « فيض کاشانى)ره( در مي نويسد

کتاب ها و رساله ها نوشتم تحقيقاتى کردم، ولى در هي يک از علوم دوايى براى دردم و آبى براى عطشم نيافتم، بر خود ترسيدم و به سوى خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طريق تعمّق در قرآن و حديث هدايت کرد.

امام خمينى )ره( نيز در گفتارى از اينکه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده،تأسّف مى خورد و به حوزه ها و دانشگاه ها سفارش مى کند قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه ى رشته ها، مقصد اعلى قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ايّام جوانى تأسّف بخورند.

سنت و حديث را استمرار خط قرآن مي دانيم و دلالت آن را در طول دلالت و راهنمايي قرآن پذيراييم؛

مراحل انس با قرآن صفحه 54

مرحله اول: قرائت قرآن -مرحله دوم: تلاوت قرآن- مرحله سوم: استماع واِنصات- مرحله چهارم: ترتیل مرحله پنجم: تدبّر

قرائت به معني خواندن است که البته بيشتر براي خواندن متون مقدس يا متن قانون به کار می رود

. ريشة آن» قرأ « به معني جمع کردن و منضم نمودن حروف و کلمات با هم است ،

راغب در المفردات گفته القرائة ضَمُ الحروف والکلمات بعضِ ها الي بعضٍ في الترتيل « :

» برخی ازكاربردهای قرآنی قرائت«

. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِکَ الَذِى خَلَق « 1 بخوان به نام پروردگارت که آفريد.

. وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَکُمْ تُرْحَمُون « 2 و چوون قرآن خوانده

شود، گوش بدان فر اداريد و خاموش مانيد، اميد که بر شما رحمت آيد.

. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَبِ قُرْآنَه « 3 پس چون آن را برخوانديم ]همان گونه [ خواندن آن را دنبال کن.

 

برخی ازكاربردهای حدیثی:

پيامبر)ص. مَن قَرأَ القُرآنَ فَقَدِ استَدرَج النُبوة بَيَنَ جَنبَيهِ غَيرَ اَنَه لاَ يُو حَي اِليه « :)

هر کس قرآن بخواند نشان نبوت بر سينه او درج مي شود، بوا اين فرق که به او وحي نمي شود.

پيامبر)ص  اذا اَحبَ احدُکم اَن يُحَدِثَ ربَه فَليَقرأِ القرآنَ « :) هرگاه يکي از شما دوست داشت با خدايش سخن بگويد، پس قرآن بخواند.

موسي بن جعفر)ع. دَرجاتُ الجَنَةِ علي قَدرِ آياتِ القرآنِ يُقالُ لهُ اِقرَأ وَ ارقَ فَيقرَأُ ثُمَ  يَرقي

مراتب بهشت براساس آيات قرآن است؛ گفته مي شود به انسان بخوان و بالا برو، پس مي خواند و ارتقا مي يابد.

. امام علي)ع ؛» اِقرَءوا القرآنَ و استَظهِروهُ فَاِن الله تعالي لا يُعَذِبُ قلباً وِعاءَ القرآن « :)

بخوانيد قرآن را و حفظ کنيد که خداي تعالي دلي را که ظرف قرآن باشد عذاب نمي کند.

. امام صادق)ع قيلَ يابنَ رَسول الله ايُ الرِجالِ خير ؟ قالَ الحالُ المُرتَحِل. قيل و مَا  الحالُ المُرتَحِل؟ قال الفاتِحُ الخَاتِمُ الذي يَقرَأ القرآنَ وَ يَختِمُه فَلَهُ عِندَاللهِ دعوة مُستجابَه

به امام صادق)ع( عرض شد: اي فرزند رسول خدا! کدام مردان بهترند؟ فرمود: آن که درآيد و کوچ کند. گفته شد: آن که درآيد و کوچ کند کيست؟ فرمود: آن که آغاز کننده قرآن و پايوان -برنده آن باشد و هر زمان از اول قرآن شروع کرد به آخر ختم کند ؛ پس دعاي اين فرد مستجاب است.

ویژگیهای مرحلةقرائت صفحه 56

الف- تداوم وپیوستگی: ب- كمّیت وكثرت:ج- جریان یك سویه قرائت:

تکرار دستور قرائت قرآن در آية 19 سورة مزمّل، آن هم پس از دستور اکيد به ترتيل قرآن در آغازين آيات سوره، مي تواند تداوم و التزام پيوسته به قرائت را نشان دهد. در اين آيه، پس از ذکر اشتغالات و دغدغه هاي مختلف عبادي واجتماعي پيامبر)ص(، دستور به قرائت وحي به همگان داده است.

اين تکرارِ دستورقرائت، آن هم با مطرح کردن مشکلات اساسي زندگي همچون بيماري، سفر براي تأمين

نياز هاي زندگي و جهاد در راه خدا، اهميت دستور را نشان مي دهد که قرآن همانند نماز،». سزاوار نيست لغو شود و بايد انس با قرآن همه روزه باشد.

اين ويژگي را از تعابيري در روايات مذکور نيز مي توان برداشت کرد، از جمله تعبير إقرَأ  وارِق ( بخوان و بالا برو( که با توجه به انگيزة رشد دائم انسان، اموري پيوسته است تعبير فتح و ختم قرآن در روايت آخر، که اينها نيز مستلزم پيوستگي قرائت است.

ب- كمّیت وكثرت: دومين و شايد مهم ترين ويژگي قرائت در منطق قرآن، اهميت کمّيت و کثرت آن است که به صراحت از جريان آيات سورة مزمّل استفاده مي شود. از همه است کوه » ما تَيَسَرَ مِنْه « و تکرار آن به شکل » فَاقْرَؤُا ما تَيَسَرَ مِنَ الْقُرْآن « روشن تر، تعبير جايي براي ترديد باقي نمي گذارد که کثرت قرائت آيا ت قرآن، خود اموري مطلوب و خواسته شده از جانب حق تعالي است، هرچند در بسياري از آموزه هاي روايي بر تدبر و تفهم و معناشناسي در آيات تأکيد شده است.

اگر پرسيده شود که چگونه مي توان ميان روايات و توصيه هاي تدبر و تفکر در آيات و موضوع کثرت قرائت جم و تلفيق کرد، پاسخ اين است که اين ها دو مطلوب و ارزش جداگانه اند که البته جم و تلفيق آن ها مطلوبتر و ارزشمندتر است ؛ به عبارت ديگر، هر يک از قرائت و تدبر، نتايج و آثار روحي و اخلاقي و حتي اجتماعي دارند که به دليل آن نتايج، مورد سفارش وحي قرآني و وحي بياني )حدي ( قرار گرفته اند و ترديدي نيست که

مطلوب نهايي و هدف غايي نزول قرآن و تلاش پيامبر آن بوده است که يکايک مؤمنان، هم به قرائت و هم به تفکر و تدبر در آيات، به طور همزمان توجه و اهتمام ورزند . شواهد اين موضوع آن است که عليرغم توصيه اکيد بر تدبر، هي گاه از قرائت حتي بودن تدبر نهي نشده است و حتي نظر به مصحف بدون هيچ فهم و درايتي براي آنان که توان تعمق و مقدمات تدبر را ندارند، توصيه شده است.

ج- جریان یكسویه قرائت:قرائت قرآن مي تواند به صورت شخصي و يک طرفه باشد و نيازي به جمع يا طرف مقابل نيست و براي خلوت انفرادي نيز مفيد و تحقق « : يافتني است، درحالي که در تلاوت، آيات بر ديگران خوانده مي شود اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِکَ الَذي خَلَق   بخوان به نام پروردگار که آفرید  « یا ( واتل عليهم « و بر آن ها بخوان »...

مرحله دوم: تلاوت قرآن صفحه 59

دومين مرتبة انس با قرآن که در پي قرائت مي آيد ، تلاوت است . تلاوت به معنوي

برخواندن و معمولاً با زيبايي و جاذبه و فخامت همراه است و طبعاً دربارة متون مقدس ،  به ويژه قرآن به کار مي رود.» تلا   يتلو « .از مصدر تلاوة به معني دنبال کردن الفاظ وحي با بيان و دقت در معناست

 راغب اصفهاني تلاوت را اخص از قرائت مي شمرد، پس هر تلاوتي قرائت است؛ اما هر قرائتي تلاوت نيست؛ زيرا در تلاوت نوعي اقتدا و امتثال امر وجود دارد که در قرائت نيست. 1 به عبارت ديگر، وقتي ظاهر وحي را با اداي کلمات تبعيت مي کنيم يا معني آن را با عمل پيروي مي نماييم در هر دو صورت تلاوت کرده ايم.

برخی كاربردهای قرآنی تلاوت«

. 1به معني دنبال کردن و در پي چيزي آمدن:

وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَيها « و سوگند به ماه چون پى ]خورشيد[ رود.

. 2به معني متابعت و دنبال کردن الفاظ و معاني:

» لَيْسُواْ سَوَاءى مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَة قَائمَة يَتْلُونَ ءَايَات الله ءَانَاءَ الَيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُون «]ولى

همه آنان [ يکسان نيستند. از ميان اهل کتاب، گروهى درست کردارند که آيات الهى را به طور

مرتب در دل شب مى خوانند و سر به سجده مى نهند.

. 3به معني خواندن بر ديگران:

وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِ إِذْ قَرَبا قُرْباناً فَتُقُبِلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ «

؛» لَأَقْتُلَنَکَ قالَ إِنَما يَتَقَبَل الله مِنَ الْمُتَقين و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان،

هنگامى که ] هر يک از آن دو،[ قرباني اى پيش داشتند؛ پس، از يکى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. ]قابيل [ گفت: حتماً تو را خواهم کشت . ] هابيل [ گفت : خودا فقط از تقواپيشگان مى پذيرد.

4. خواندن آيات

اتْلُ مَا أُوحِىَ إِلَيْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَ أَقِمِ الصَلَوةَ إِنَ الصَلَوةَ تَنهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَورِ وَ «

»لَذِکْر الله أَکْبرَُ و الله يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُون 1 آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده اسوت بخووان و

نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازمى دارد و قطعاً ياد خودا بوالاتر اسوت و خودا مى داند چه مى کنيد.

برخی كاربردهای حدیثی:تلاوت صفحه 60

. 1 پيامبر)ص( فرمود  وَاتلُوهُ حَقَ تِلاوَتِه آناءَ الَليلِ و النَهارِ وَ افشُوهُ وَ تَغَنَوا بِهِ و تدبروا؛» ما فيهِ لَعلَکُم تُفلِحونَ  و آن را آن گونه که شايسته است در دل شب و در طول روز تلاوت کنيد و آن را پخش کنيد و به آن نغمه ساز کنيد و در آياتش تدبر نماييد، باشد کوه رستگار شويد.

2 علي)ع ؛» واَحسِنوا تلاوَتَه فَاِنَهُ احسنُ القَصَص « :) و تلاوتش را نيکوو انجام دهيد که سودمندترين داستان سرايي ست.

.3 پيامبر)ص ؛» مَن آنَسَ بتلاوةِ القُرآنِ لَم تُوحِشهُ مُفارَقَةُ الاِخوانِ « :) آن کس که به تلاوت قرآن مأنوس شود، ترسي از دوري دوستان نخواهد داشت.

ویژگیهای مرحله تلاوت

معمولاًتلاوت جرياني دوسويه است. تاليِ قرآن که پيامبريامؤمني ازمؤمنان است،قرآن رابرديگران ميخواندتامسيرهدايتش راهموارسازد؛البته اين واژه دربرخي کاربردهانيز دربارةقرائت انفرادي به کاررفته است؛ويژگيهاي اين مرحله عبارتنداز:

الف- همراهی وتبعیت    ب- اثرپذیری ازتلاوت  ج- همراه ایمان وموجب تقویت ایمان

د- تلاوت مقدمةفهم وتدبراست

 

معمولاً تلاوت جرياني دوسويه است. تاليِ قرآن که پيامبر يا مؤمني از مؤمنان است، قرآن را بر ديگران مي خواند تا مسير هدايتش را هموار سازد ؛

 

الف- همراهی وتبعیت

 

در اکثر کاربرد هاي قرآني و روايي تلاوت، نوعي همراهي روحي و تبعيت عملي احساس

 

مي شود، ، چنان که در آية 44 سورة بقره مي فرمايد:

 

؛» أَ تَأْمُرُونَ النَاسَ بِالْبرِ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَ فَلَا تَعْقِلُون «

 

آيا مردم را به نيکى فرمان مى دهيد و خود را فراموش مى کنيد، با اينکه شما کتاب ]خدا [ را تلاوت

 

مي کنيد؟ آيا نمى انديشيد؟

 

پيام آيه اين است: شما که اهل تلاوت کتابيد، چگونه مي شود که در عمل به آيات کتاب از ديگران عقب باشيد و اين حکمي عاقلانه و عالمانه است؛ يعني عقل و دانش حکم مي کند تلاوت با تبعيت و پايبندي عملي توأم باشد؛

 

در آية 191 سورة بقره، حق تلاوت يا تلاوت شايسته را خواندنِ به همراه ايمان و التزام معرفي مي کند:

 

الَذينَ آتَيْناهُمُ الْکِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ «

 

کسانى که کتاب ]آسمانى [ به آنان داد ه ايم، آن را چنان کوه سزاوار خواندن آن است مى خوانند، آنان بدان ايمان دارند و کسانى که بدان کفر ورزند، زيانکار هستند.

 

در تفسير اين آيه از رسول خدا)ص( نقل شده که فرمود يَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ: يَتَبِعونَه حَقَ اتِباعِه:

 

يعني کتاب را آن گونه که شايسته است، تبعيت مي کنند. ،

 

ب- اثرپذیری ازتلاوت

 

بسياري از شواهد قرآني و روايي حاکي از تأثير تلاوت بر جان شنوننده و مخاطب است .

 

طبق آية 11 سورة مريم نيز انعام شدگانِ ويژه از جانب خدا، در برابر آيات الهي به سجده مي افتند

 

آنان کسانى از پيامبران بودند که خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح ]بر کشتى [ سوار کرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از کسانى که هدايت نموديم و برگزيديم هر گاه آيات خدا بر ايشان خوانده مى شود، ». سجده کنان و گريان به خاک مى افتادند

 

در آية 9 سورة انفال ميفرمايد: ايمان مؤمنان حقيقي پس از شونيدن تولاوت آيوات الهوي

 

افزون مي شود و بر خدايشان توکل مي کنند:

 

إِنَمَا الْمُؤْمِنُونَ الَذينَ إِذا ذُکِر الله وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى رَبِهِمْ يَتَوَکَلُون

 

در نهج البلاغه در خطبة متّقين، ترسيمي زيبا و دلپذير از عبادت شب هنگام پرهيزکاران به همراه تلاوت قرآن ارائه شده که از اثربخشي تلاوت مي گويد:

 

اَمَا الليلُ فَضافُونَ اقدامَهم تالينَ لِو اَجزاءِ القُو رآنِ يُرَتِلونَهُ ترتيلا يُحَزِنون بِهِ انفسهُم و » يَستَثيرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِم ؛ اما حال پرهيزکاران در شب چنين است که اجزاي قرآن را  تلاوت مي کنند. آن را به ترتيل مي خوانند و جان خويش را بدان محزون مي دارند و داروي درد هاي خود را از آن مي گيرند.

 

ج- همراه ایمان وموجب تقویت ایمان

 

در موارد متعددي، ايمان به همراه تلاوت ذکر شده و همراه بودن ايمان و تلاوت را رسانده است؛ روشن ترين نمونه، همان آية حق التلاوة است که از ايمان عميق برخي از اهل کتاب حکايت مي کند:

 

الَذينَ آتَيْناهُمُ الْکِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَکْفُورْ بِوهِ فَأُولئِوکَ هُمُ الْخاسِرُون «

 

د- تلاوت مقدمةفهم وتدبراست

 

در روايتي از امام مجتبي)ع( آمده است اِعلَموا علماً يقيناً... لَن تَتلُوَا الکتابَ حَقَ تلاوتِه حتّي تعرِفوا الَذي حَرَّفَه فاِذا عَرَفتُم ذلکَ عَرَفتُم البِدَعَ وَالتَکلُفَ ؛ يقين بدانيد!... کتاب خدا را هرگز آن چنان که بايد و شايد تلاوت نخواهيد کرد مگر آن گاه که بشناسيد چه کسي مفاهيم آن را تحريف کرده؛ زيرا هر گاه آن را شناختيد، بدعت ها و توجيهات متکلفانه را مي شناسيد.

 

مرحله سوم: استماع و اِنصات

 

ازآنجاکه انس با قرآن تنها مشروط به خواندن فرد و نقوش فعال او نيست، بلکه گاه گوش فر ا دادن و دل سپردن به نغمه هاي وحي مسير انس با قرآن مي شود،

 

رعايت آداب استماع که از جمله آن ها سکوت و اِنصات است،

 

قرآن با صراحت به استماع و انصات دستور مي دهد:

 

؛» وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَکُمْ تُرْحَمُون « 1 و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش فر ادهيد و خاموش باشيد، شايد مشمول رحمت خدا شويد.

 

در برابر، از کساني مي گويد که در پي شنيدن آيات الهي به جاي گوش و دل سپردن،رويگرداني و اعراض پيشه مي کنند:

 

» قَدْ کاَنَتْ ءَايَاتىِ تُتْلى عَلَيْکُمْ فَکُنتُمْ عَلىَ أَعْقَابِکم تَنکِصُون « آيات من برايتان خوانده مى شد و شما نمى پذيرفتيد و پس پس مى رفتيد.

 

استماع عبارت از گوش سپردن اختياري به کلام گوينده است، درحالي که گاه حالت سَماع و شنيدن غيراختياري پيش مي آيد که اين مطلوب آيه نيست. چنان که وظيفة بندگان خوب خدا در برابر عقايد و ديدگاه ها اين است که سخن را استماع کنند و سپس بهترين را برگزينند:

 

 

 

وَ الَذِينَ اجْتَنَبُواْ الطَاغُوتَ أَن يَعْبُدُو ها وَ أَنَابُواْ إِلى الله لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ  عِباد الذين يَستمِعُونَ القَولَ فَيتَبِعونَ اَحسَنَه: و کسانى را که از پرستش بتان پرهيز کرده و به خدا روى آورده اند بشارت است؛ پس بندگان مرا بشارت ده، آنان که به سخن گوش فرا داده، پس بهترينش را پيروي مي کنند.

 

راغب مي گويد سَمع نيرويي در گوش است که اصوات با آن درک مي شوند؛ گاه به معني شنيدن و گاه به معني فهم و گاه اطاعت است... و استماع همان  اِصغاء است

 

در فضيلت استماع، روايات متعددي وارد شده است:

 

پيامبر)ص( فرمود « مَنِ استَمَع الي آيةٍ مِن کِتاب الله کُتِبَت لَهُ حَسَنة مُضاعَفَه وَ مَن تَلا آيةً مِن کِتاب الله کانَت لَهُ نوراً يومَ القيامة « :

 

» هر کس به آيه اي از قرآن گوش فر ا دهد، براي او حسنه اي دوچندان نوشته مي شود و هر کس آيه اي از کتاب خدا را تلاوت کند، براي او نوري در روز قيامت خواهد بود.

 

و نيز فرمود  يُدفَع عَن قار ئ القرآن بَلاءُ الدنيا و يُدفع عَن مُستمِع القرآن بلاءُ الاخِرَة

 

؛» از قاري قرآن بلاي دنيا دفع مي شود و از شنوندة قرآن بلاي آخرت.

 

و باز فرمود » اَلا مَنِ اشتاقَ الي الله فَليَستَمِع کلام الله  

 

هر کس به خدا اشتياق دارد ، پس به کلام خدا گوش فر ا دهد.

 

شکي نيست که استماع واقعي و اِنصات، به نفوذ قرآن در قلب انسان و ايجاد حالت خشيت و خشوع منجر خواهد شد و آمادگي عمل به فرمان آيات را در انسان فراهم خواهد کرد.

 

ویژگیهای مرحلةاستماع

 

.1 وظيفه اي وجوبي: هرگاه قرآن از سوي ديگران خوانده شود، استماع بر انسان واجب مي شود، همان گونه که پاسخ سلام بر مستمع واجب مي گردد، هرچند ابتدا سلام کردن واجب نيست.

 

. امکان توجه به معني: گرچه در اين مرحله، انسان به صورت فعال در فر ايند قرائت قرار نمي گيرد، هم پاداش نيکويي در پي دارد و هم براي او امکان تدبر و فهم آيات، همانند قاري و ديگران وجود دارد.

 

. فرصتي براي همة افراد: آنان که به دليلي توان يا فرصت خواندن ندارند، با شنيدن و گوش فر ا دادن به آيات وحي از فيض معنوي و ملکوتي آن بهره ميبرند و حتي مي توانند در آن تدبر و تفکر کنند.

 

 

 

مرحله چهارم: ترتیل

 

شيوة ترتيل مهم ترين و عالي ترين روش خواندن و توجه به قرآن از منظر متن آيات، است. خداي تعالي اين شيوه را به ويژه براي خواندن انفرادي و قرائت به همراه تدبر مورد تأکيد قرار داده و انس واقعي با قرآن را مشروط به آن دانسته است:

 

؛» وَ رَتِلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِيلا « 1 و قرآن را شمرده و روشن بخوان.

 

خداوند روش خود را در ابلاغ تدريجي وحي بر پيامبر نيز ترتيل ناميده است:

 

وَ قَالَ الَذِينَ کَفَرُواْ لَوْ لَا نُزِلَ عَلَيْهِ الْقُرْءَانُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَالِکَ لِنُثَبِتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَ رَتَلْنَاهُ تَرْتِيلا «

 

کافران گفتند: چرا اين قرآن به يکباره بر او نازل نمى شود؟ براى آن است که دل تو را بدان نيرومندى دهيم و آن را به آهستگى و ترتيب فرو خوانيم.

 

ترتیل درلغت واصطلاح

 

کتاب العين در بيان ترتيل مي نويسد رَتَلَ الکلامَ، يعني آن را به نيکويي و روشني تأليف و ترکيب کرد و به آهستگي خواند 1

 

راغب اصفهاني در معناي لغت ترتيل مي گويد   ترتيل، فرستادن و جاري ساختن کلمه در د هان با آساني و درستي است پس در معناي لغوي، تأليف و چينش کلمات و شمرده ادا کردن آن ها شرط شده است.

 

ازلحاظ اصطلاحي، هرچند ترتيل را دربارة هر کلامي مي توان به کار برد درخصوص ترتيل قرآن تعاريف چندي از سوي معصومان و دانشمندان مطرح شده است :

 

امير مؤمنان)ع( مي فرمايد : » الترتيلُ اَداءُ الحُروفِ و حِفظُ الوُقوفِ « : ترتيل عبارت است از رعايت ؛ مخارج حروف و وقف ها و وصل ها. در اين بيان بر دو عنصر اداي مخارج حروف و رعايت وقف و ابتدا تأکيد شده است.

 

« از امام صادق)ع( دربارة ترتيل نقل شده است  « هو اَن تتمکّثُ فيه و تُحَسّن به صَوتَک « :

 

ترتيل آن است که در خواندن قرآن، مکث و تأني را رعايت کني و با صداي خوش بخواني.

 

در روايت امام صادق)ع(، عنصر صوت نيکو به ترتيل اضافه شده است.

 

رسول خدا)ص( فرموده است  « في قوله تعالي و رتل القرآن ترتيلاً بَيّنهُ تبيانا و لا تنثُرهُ نثرَ البقل و لا تَهُذَه هَذَ الشِعر قِفوا عندَ عجائبِه حَرِکوا بِه القلوبَ و لايکُون هَومُ اَحدِکم اخِرَ السورة »

 

دربارة آيه و رتل القرآن ترتيلا فرمود: قرآن را روشن و شمرده بخوان و آن را مانند ؛بذر علف پراکنده مساز و همچون شعر به شتاب و بريده بريده مخوان . در شگفت هايش درنگ کنيد و دل ها را با آن به تپش و حرکت درآوريد و همة کوشش شما اين نباشد که سوره را به آخر برسانيد.

 

در اين دسته روايات، عناصر اصلي ترتيل عبارت اند از : تبيين و بيان روشن کلمات،شمرده خواني، توجه به محتوا و معاني و دقت و حوصله در سير قرائت.

 

» امام صادق)ع( مي فرمايد « انّ القرآن لايُقرأ هَذرَمَة ولکن يُرَتَلُ ترتيلاً « : قرآن با شتاب خوانده نشود بلکه به حالت ترتيل قرائت شود.

 

در اين روايت، قرائتِ هَذرَمَة در برابر ترتيل قلمداد گرديده و از آن نهي شده که نشان مي دهد تأني و شمرده خواني که مقدمة توجه به معاني و اداي حق تلاوت است، از منظر امام صادق)ع( بالاترين اهميت را در خواندن قرآن دارد

 

امام در ادامه مي فرمايد فَاِذا مَرَرتَ بِآيةٍ فيها ذِکرُ الجَنَة فَقِف عِند ها و سَل الله عَزَ وجَلَ الجنَةَ وَ اِذا مَرَرتَ بِايَةٍ فيها ذ کر النَارِ فَقِف عِند ها وَ تَعَوَذ بِاللهِ مِنَ النَارِ .

 

پس چون به آيه اي رسيدي که در آن ذکر جنت است توقف  کن و از خدا بهشت را بخواه و چون به آيه اي رسيدي که ياد آتش مي کنود توقف کن و از آتش به خدا پناه ببر.

 

علامه طباطبايي در تفسير آيات ترتيل به اين تعريف رسيده است  « ترتيلُ القُرآنِ تلاوَتُهُ بِتَبيينِ حُروفِه عَلي تَواليها » ترتيل قرآن يعني تلاوت آن با روشني و جدا ساختن يکايک حروف و رعايت توالي آن ها.

 

مي بينيم که در اين تعاريف، گاه بر نحوة چينش و تأليف کلمات و تنظيم قرائت تأکيد بيشتر شده  که خود مقدمه دقت و فهم است  و گاه بر توجه به معنا و تدبر در آيات .

 

هر روي، اين تعابير مختلف، کمابيش بر ابعاد متنوعي در ترتيل عنايت دارند که مي توان در عناصر زير خلاصه کرد:

 

شمرده و آهسته خواني، تبيين و جداسازي حروف و کلمات از يکديگر، رواني و آساني اداي الفاظ و پرهيز از ثقل و سنگيني، توجه به معاني و بلاغت آيات، تأثيرپذيري از روح و محتواي آيات.

 

ویژگیهای ترتیل صفحه 69

 

الف- خدا و پيامبر، قرآن را به شيوة ترتيل قرائت فرموده اند، درحالي که تلاوت هيچ گاه به خدا نسبت داده نشده است.

 

ب- در ترتيل، حرمت و فخامت کلام خدا بيش از هر روش ديگر ملاحظه و رعايت مي شود )و رتلناه ترتيلا(.

 

ج- اين روش بهترين مقدمه براي تفکر و تدبر در آيات قرآن است ؛ زيرا با خواندن ترتيل قرآن، خواننده و شنونده هر دو به عمق معاني و روح آيات راه مي يابند و از آن تأثير مي پذيرند.

 

قرآن نيز دستور داده است که قرآن را با ترتيل، تأمّل و مکث بخوانيد.

 

 

 

مرحله پنجم: تدبّر صفحه   70

 

آخرين و بالاترين مرتبة انس با قرآن را تدبر دانست. از طريق تدبر مي توان دل به اقيانوس بيکران معاني و معارف قرآن سارد و غرق معنويت و عرفان آن شد. مؤمن از راه تدبر مي تواند دل و انديشة خود را به آيينة انوار ملکوتي وحي تبديل کند و بازتاب آيات قرآن را در حيات فردي و جمعي خويش به منصة ظهور بنشاند. در سايه سار تدبر در ژرفاي آيات و بلنداي سوره هاست که مي توان ميوه هاي شيرين معرفت و هدايت را از درخت پربار قرآن چيد.

 

الف- سفارش عمومی قرآن به ژرف اندیشی وتفکر

 

« إِنَا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًا لَعَلَکُمْ تَعْقِلُون «  ما قرآنى را عربى نازل کرد ه ايم، باشد که شما دريابيد.

 

قرآن انسان را به تفکر و تعقل هم در آيات تدويني و هم در آيات تکويني توصيه کرده است و بيش از آنکه ما را به تدبر در آيات وحي فر ابخواند به انديشيدن در مظاهر کتاب آفرينش فرمان مي دهد؛ درواقع ، انسان مطلوب قرآن سراسر انديشه است و

 

مولانا چه خوب گفته:

 

اي برادر تو همه انديشه اي                مابقي خود استخوان و ريشه اي

 

انسان مطلوب وحي، زماني به انديشه در آيات آفاقي و کتاب گستردة آفرينش مي نگرد و زماني ديگر، به ژرفکاوي آيات نازله از آسمان براي هدايت انسان مي پردازد تا از پرتو آن ها از ظلمت و جهالت بَرهد و معرفت و ايمان فراهم آورد؛ برخي از اين آيات عبارت اند از:

 

افلا  یَنظُرُونَ إِلىَ الْابِلِ کَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلىَ السَمَاءِ کَيْفَ رُفِعَت وَ إِلىَ الجِبَالِ کَيْفَ  نُصِبَتْ »

 

آيا به شتر نمى نگرند که چگونه آفريده شده و به آسمان که چگونه برافراشته اند و به کوه ها که چگونه برکشيده اند؟

 

؛» أَ فَلَمْ يَنظُرُواْ إِلىَ السَمَاءِ فَوْقَهُمْ کَيْفَ بَنَيْنَ اها وَ زَيَنَ اها وَ مَا لها مِن فُرُوج « و آيا به اين

 

آسمان بر فراز سرشان نظر نمى کنند که چگونه آن را بنا کرد ه ايم و آراسته ايم و هيچ شکافى در آن نيست؟

 

فَانظُرْ إِلىَ ءَاثَارِ رَحْمَت الله کَيْفَ يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتها إِنَ ذَالِکَ لَمُحْىِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى کلِ شىْءٍ قَدِير »

 

پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمين را پس از مُرد نش زنده مى کند. چنين خدايى زنده کنندة مردگان و بر هر کار تواناست.

 

ب- سفارش مکرروویژةقرآن به تدبروژرف اندیشی درآیات وحی

 

 قرآن، خود را قول فصل و قول ثقيل و سخن گرانبها و بزرگ مي شمارد. اين حقيقت درواقع ، جلوة معنوي هستي است؛ زيرا اين کتاب از سوي خالق هستي براي انسان به عنوان برگزيدة هستي و اشرف خلايق نازل و تدوين شده است؛ پس خود قر آن هم به عنوان بخشي از حقايق هستي قابل تفکر و تعقل است و به دفعات به تدبر و تفکر در آن سفارش شده است.

 

آياتي که با لفظ و مشتقّات تدبر آمده است . در اين خصوص، چهار آيه به صراحت نه تنها به تدبر امر مي کنند، بلکه تدبر نکردن را مورد توبيخ قرار داده اند:

 

أفلا يَتدبرونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفَال ها « و آيا در قرآن نمى انديشند يا بر دل هايشان قفل هاست؟

 

» أَ فَلَا يَتدبرونَ الْقُرْءَانَ وَ لَوْ کاَنَ مِنْ عِندِ غَير الله لَوَجَدُواْ فِيوهِ اخْتِلَافًوا کَثِيورًا

 

  و آيا در قرآن نمى انديشند؟ هر گاه از سوى ديگرى جز خدا مى بود، در آن اختلافى بسيار مى يافتند.

 

» کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْکَ مُبَارَکٌ لِيَدَبَرُواْ ءَايَاتِهِ وَ لِيَتَذَکَرَ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب

 

 « و کتابى مبارک است که آن را بر تو نازل کرد ه ايم، تا در آياتش بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند.

 

؛» أَ فَلَمْ يَدَبَرُواْ الْقَوْلَ أَمْ جَواءَهُم مَوا لَومْ يَوأْتِ ءَابَواءَهُمُ الْوأَوَلِين

 

 « و آيا در اين سخن نمى انديشند يا براى آن ها چيزى نازل شده که براى نياکانشان نازل نشده بود؟

 

نکات زير در معناي اين آيات قابل توجه است:

 

در آية 94 سورة محمد، ضمير فاعل يتدبرون به کورشدگان بي بصيرتي بازمي گردد

 

 ازجمله ويژگي هاي آنان :  قطع رحم، فساد در زمين و دنياپرستي و خودداري از جهاد در راه خدا بوده است  و اين موضوع به مفهوم واقعي عدم تدبر و نتايج آن اشاره دارد.

 

با توجه به آية سوم، قرآن گرچه مبارک است براي تدبر است نه فقط براي تبرک جستن به ظاهر آن براي حفظ منزل، مسافر و سفره عقد عروسي و همچنين شرط تدبر و بهره گيري و پندپذيري، عقل و خرد است .

 

». لِيَدَبَروا آياتِهِ وَ لِيَتَذَکَر اُلواالاَلبابِ « :

 

ج- سفارش روایات به تدبّر

 

روايات متعددي دربارة اهميت و منزلت تدبر در آيات وارد شده که برخي از آن ها را نقل مي کنيم:

 

پيامبر)ص( فرمود :  ا ِن اَرَدتَ عَيشَ السُعَداءِ و مَوتَ الشُهداءِ و النَجاة يومَ الحَسرَة والظِلَّ يومَ الحَرورِ والهُدي يومَ الضَلالة فَادرُسُوا القرآنَ فانَهُ کلامُ الرَحمنِ و حِرزٌ مِنَ الشَيطانِ و رُجحان في الميزانِ:

 

اگر زندگي نيکبختان و مردن شهيدان و نجات در روز حسرت و سايبان در روز سوزان و هدايت در روز گمراهي را مي خواهيد، در قرآن پژوهش کنيد؛ زيرا قرآن، سخن خداوند مهربان و ماية حفظ از شيطان و سنگيني ترازوي عمل در قيامت است.

 

» از اميرمؤمنان علي)ع( نقل شده است « تدبروا آياتِ القُرآنِ و اعتَبِرُوا بِه فَاِنَهُ اَبلَغُ العِبَر « :

 

در آيات قرآن تدبر کنيد و از آن ها عبرت بگيريد؛ زيرا رساترين عبرت هاست.

 

امام علي)ع( مجالست با قرآن را اين چنين توصيه مي کند

 

 و ما جالَسَ هذا القرآنَ اَحَدٌ اِلّا قَامَ عنهُ بِزيادَةٍ اَو نُقصانٍ زيادةٍ في هُدى او نُقصانٍ مِن عَمى

 

 و هيچ  کس با اين قرآن مجالست نکند، مگر آنکه با فزوني در هدايت يا کاهش در نابينايي از آن برخيزد.

 

قطعاً مجالستِ توصيه شده با تدبر همراه و توأم است.

 

و نيز فرمود  « تَعَلَمُوا القرآنَ فَانَهُ اَحسنُ الحَدي و تفقّهوا فيهِ فَانَهُ رَبيعُ القلوبِ « :

 

قرآن را ؛» بياموزيد که نيکوترين سخن است و در آن انديشه و تفقه کنيد؛ زيرا بهار دل هاست.

 

امام زين العابدين)ع( فرمود  « آياتُ القرآنِ خَزائنُ العِلمِ فَکُلَما فُتِحَت خزانة فيَنبَغي لَک اَن تَنظُرَ فيها « :

 

آيات قرآن گنجينه هاي دانش هستند؛ پس هر گاه، گنجينه اي گشوده شود،  شايسته است با دقت در آن نظر افکني.

 

» امام علي)ع( فرمود. اِنَ القرآنَ ظاهِرُهُ اَنيق وَ بابِنُه عَميق « : قرآن، ظاهرش زيبا و شگفت است و باطنش بس ژرف.

 

. پيامبر اکرم)ص( مي فرمود « مَن اَرادَعِلمَ الاَوَلينَ و الاخِرينَ فَليُثَوِر القرآنَ 1 هر کس دانش اولين و آخرين را مي خواهد پس بايد قرآن را شخم زند.

 

تعبير شخم زدن قرآن، گوياترين و زيباترين تعبيري است که مي توان در تبيين تدبر بر زبان آورد؛

 

؛ پس تدبر همان شخم زدن کشتزار قرآن است و زمينه سازي براي رسيدن به ميوة هدايت، معرفت و ايمان.

 

ابن اثير در النهايه در توضيح معنوي اين حديث مي نويسد

 

». يعني اعماق قرآن را بشکافد و در معاني و تفسير و قرائت آن بينديشد « :

 

دیدگاه علمادربارةتدبر صفحه 74

 

فيض کاشاني هدف از تلاوت را تدبر مي داند و به خوبي رابطه قرائت و ترتيل و تدبر را روشن مي سازد:

 

علامه طباطبايي، لغت تدبر را » أخذ الشيئ بعد الشيئ «  تعريف مي کند؛ يعني توجه به چيزي پس از چيزي يا چيزي به دفعات به بررسي گرفتن

 

مفهوم اصطلاحي « در اين آيه يعني تأمل آيه به دنبال آية ديگر، يا تأمل بعد ازتأمل در يک آيه

 

 و چون در اينجا منظور، عدم اختلاف در قرآن است، پس معني نخست بهتر است؛ يعني تأمل در آيه اي در پي آيه اي ديگر منظور آيوة « :

 

علامه طباطبايي هدف نزول وحي بر همگان در قرآن  را تدبر  مي شمرد، بر اين مبنا که عبارت » ليدّبّروا » به همة مردم از خواص و عوام برمي گردد «

 

ویژگیهای مرحلةتدبر صفحه 76

 

 اين مرحله که  آخرين وبالاترين مرحلةتوجه به وحي است، ویژگیهای زیر مطرح است .

 

الف- تدبر،شاهراه وصل به غایات واهداف متعالی قرآناست  ب- تدبر،نتیجةطبیعی حق تلاوت است

 

 ج- هدف تدبر،تذكراست: د- تدبرفعل عقل وقلب است- تدبر،وظیفه ای همگانی است:

 

 و- بدون تدبر،تلاوت وقرائت خیری ندارد

 

الف- تدبر،شاهراه وصل به غایات واهداف متعالی قرآن است

 

 : با تلاوت و ترتيل مي توان بهره هاي معنوي و پاداش اخروي کسب کرد؛

 

اما استفادة کامل فکري، علمي، عملي و اخلاقي منوط به تدبر در آيات است و در ساية تدبر، لايه هاي مختلف معنايي درک و قلب انسان آمادة دريافت انوار درخشان الهی می شود.

 

فرمان تدبر در قرآن براي همه و در هر عصر و نسلي، رمز آن است که هر انديشمندي در هر زمان به نکته اي خواهد رسيد.

 

علي)ع( دربارة بي کرانگي مفاهيم قرآن فرموده است « بحر لا يُدرَک قعرُه »

 

؛ قرآن دريايي است که عمق آن درک نمي شود 1

 

ب- تدبر،نتیجةطبیعی حق تلاوت است

 

: شايسته ترين نوع تلاوت که در آية 191 بقرة در وصف پذيرندگان کتاب الهي آمده است، به تدبر ختم مي شود. مي فرمايد:

 

آنان که به ايشان کتاب الهي داديم، آن را به بهترين تلاوت مي خوانند، آن ها به آن ايمان دارند. ؛»

 

 الَذِينَ آتَيْنَاهُمْ الْکِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ أُوْلَئِکَ يُؤْمِنُونَ بِه «   اين آيه بيش از هر چيز به تدبر نزديک است،

 

رسول خدا)ص( در باره تدبر فرموده است اَجَل اَنَا اَقرَأهُ لِبطنٍ وَ اَنتُم تَقرَؤونَهُ لِظَهرٍ قالوا يا رسول الله، مَا البَطنُ قالَ اَقراُ اَتدبرهُ و اَعمَلُ بِما فيهِ و تَقرَوُونَهَ اَنتُم هکَذا و اَشارَ بِيَدِهِ فَاَمَر ها

 

آري! من قرآن را براي باطن آن مي خوانم؛ ولي شما براي ظاهر آن مي خوانيد . گفتند : اي رسول خدا! بطن قرآن چيست؟ فرمود: در حال خواندن تدبر مي کنم و به آنچه در آن است ، عمل مي کنم؛ ولي شما اين گونه مي خوانيد؛ پس با دست خود به آيات اشاره و از آن ها گذراند.

 

رسول خدا)ص( در سخني ديگر به حق تلاوت و تدبر فرمان داده است

 

 واتلوه حق تلاوته اناء الليل و النهار و افشوه و تغنوا به و تدبروا ما فيه لعلکم تفلحون

 

و قرآن را به آن گونة شايسته بخوانيد، در لحظات شب و روز و آن را اشاعه دهيد و بدان نغمه ساز شويد و در

 

محتواي آن تدبر کنيد تا به رستگاري برسيد.

 

ج- هدف تدبر،تذكراست:

 

 در تفسير شناخت آيات و سور کشف مقاصد الهي مطرح است .

 

 در تدبر تنها زنده شدن و گشودن قفل از دل انسان و يادآور شدن و تذکر اوست؛

 

يعني تجلي حس حق پذيري و تسليم در برابر فرمان هاي الهي و حقايق مطلق هستي

 

. براساس آية 99 سورة ص، هدف از نزول قرآن تدبر )لِيَدَبروا آياتِه( و هدف از تدبر،تذکر و متذکر شدن از مضامين و محتواي آن ها )و ليتذکر اولوالالباب( است و چون اين تذکر ويژة اهل خرد قلمداد شده ، پس شرط پذيرش حق و تذکر واقعي، تعقل و بهره برداري از خِرَد ناب انساني است.

 

د- تدبرفعل عقل وقلب است

 

گفتني است تفکر و تعقل فعل محض عقل و خرد آدمي است؛ ولي تدبر کار توأمان دل و انديشه و حاصل توجه و تأمل قلبي و عقلي است .

 

تعبير « اَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »  نقطة مقابل تدبر را قفل و حجاب دل مي داند و

 

 تعبير» لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً کَثِيراً « نيز نتيجة تدبر را اثبات و عدم تناقض در آيات مي شمرد که برداشت عقل انسان است؛ بنابراين، براي باز نمودن راه تدبر و رفع موانع آن، بايست حجاب هاي دل و زنگار هاي خِرد همگي برداشته و زايل شوند.

 

قلب انسان مدخل انديشه ها، معارف، حقايق و فضايل است؛

 

ه- تدبر،وظیفه ای همگانی است:

 

درحالي که فرمان قرائت و تلاوت تنها به مؤمنان و مسلمانان داده شده، تدبر به همگان حتي کافران توصيه شده است ؛ درواقع ، تلاوت و ترتيل حقيقي ممکن است براي برخي انسان ها ميسّر و مقدور نباشد ؛ اما تدبر هميشه و براي همه مفيد و کارساز است.

 

« أَ فَلَا يَتدبرونَ الْقُرْءَانَ وَ لَو کاَنَ مِنْ عِندِ غَير الله لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلَافًا کَثِيرًا 2 آيا در ]معانى [ قرآن نمى انديشند؟ درحالي که اگر از جانب غير خدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى يافتند.

 

نويسندة الميزان مي گويد از مقابلة ميان تعبير "ليدّبّروا" و "ليتذکر اولوالالباب" برداشت « : ». مي شود که منظور از فعل لِيَدَبَرُوا همة مردم اند

 

به گفتة يکي از نويسندگان مخاطب اين آيات، همة کساني هستند که به حقانيت اين کتاب به ديدة ترديد مي نگرند يا منکر آن مي باشند و نيز کساني که با تقليد بدون معرفت به آن ايمان آورده اند و در حقانيتش

 

انديشه نمي کنند

 

تدبر و تفکر در آيات، واجب و وظيفة همگاني است که قرآن کريم نسبت به آن فراخوان عمومي داده است .

 

و- بدون تدبر،تلاوت وقرائت خیری ندارد

 

در آيات و روايات، از طرفي عدم تدبر مورد توبيخ قرار گرفته و از سوي ديگر، قرائت بي تدبر،قرائت دور از خير و نيکي شمرده شده است.

 

؛ امام علي)ع » (  الا لا خير في قراءة ليس فيها تدبر « :) در قرائتي که در آن تدبر نباشد ، هيچ خيري نيست.» الا لا خير في عبادة ليس فيها تفقّه « در عبادتي که تفقّه در آن نباشد، خيري نيست.

 

جمع بندی مراحل انس صفحه 79

 

خلاصه آنکه از طريق مرحله قرائت حداقل ارتباط و توجه با قرآن حاصل مي شود . با مرحله استماع و انصات، دل و جان انسان با قرآن گره مي خورد. از طريق مرحله تلاوت تحت تأثير آيات و فراز هاي وحي قرار مي گيريم و از رهگذر روش ترتيل، به لفظ و معناي آيات توجه مي کنيم و همنواي پيامبر و اهل بيت و متقين در ترتيل، شمرده خواني و قرائت معنامحور آيات مي شويم و در نهايت، با مرحله تدبر، به اوج معاني و بلنداي معارف و وحي دست مي يابيم .

 

پس تحقق غايت نهايي و هدف کامل قرآن در ساية تدبر در آيات والبته پس از طي مراحل قبلي آن و امکان پذير خواهد بود. . مهجوريت قرآن بيش از آنکه در ناحية الفاظ و ظواهر باشد، در بخش مفاهيم و معارف و غايات عملي و ارزش هاي مورد نظر آن است؛ پس،از طريق تدبر، مراجعه پيوسته به آيات و ژرف کاوي و غايت نگري آن ها و با نيّت کاربست دقيق و همه جانبة آيات، مي توان در مسير رفع  مهجوريت قرآن که درواقع ، رفع محروميت انسان تشنة معرفت و هدايت از گوهر هاي تابناک وحي است  گام جدي برداشت.__

 

                            سيماى سوره صف

 

اين سوره چهارده آيه دارد و از سوره هاى مدنى است.

 

به مناسبت کلمه صفّ « که در چهارمين آيه آمده، اين سوره» صفّ » نام گذارى شوده  است.

 

بيشترين توجّه اين سوره به برترى دين اسلام بر ساير اديان آسمانى و لزوم جهاد در راه خداوند و حمايت از پيامبران الهى است.

علاوه بر اين سوره، سوره هاى حديد و حشر نيز با کلمه سَبِّح « و سوره هاى جمعه و » تغابن با کلمه » يُسبِّح  » و سوره اعلى با فرمان «سَبِّح اِسمَ رَبِّکَ  و سوره اسراء با کلمه با کلمه سُبحانَ  آغاز شده اند.


موضوعات مرتبط: خلاصه کتاب به سوی فهم قرآن  جهت امتحان ضمن خدمت
[ شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵ ] [ 22:59 ] [ علی براتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام بازدید کنندگان عزیز از اینکه به وبلاگ بنده سرزدید بسیار خوشحالم .
من علی براتی  دبیر  عربی و پیام آسمانی و قرآن دبیرستان شهید انوری و  اباذر و لیلا طلا و شهید بهشتی و شهید هاشمی چقا  هستم که با توجه به رشته تدریسم این وبلاگ را راه اندازی کردم امیدوارم با مطالعه مطالب این وبلاگ اوقات خوبی داشته باشید .
"هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ بلامانع است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب